۱۳۸۸ مرداد ۲۲, پنجشنبه

آقای بابک داد!اینجا اوضاعی است!

اینجا در شهرهای کوچک جنوب اگرچه خبری نیست و همه ظاهرا در پوسته خود فرو رفته اند اما هرجا که بنشینی و ببینی اثری از نارضایتی مردم را می بینی.امثال من فراوانند که از این وضع خفقان و ستم در کشور به ستوه آمده اند و در فکر ادای دین و مبارزه با ستم هستند.غصه ام گرفت از اینکه دیدم عده ای بسیجی برای سرکوب مردم تهران سوار اتوبوس شدند و به تهران آمده اند.غصه ام گرفته از اینهمه کاهلی که گاهی آنرا ترس می نامم.من به نوبه خودم تا هرجا که در توانم بوده و هست با این سفاکان مبارزه می کنم امثال من هم زیادند.اما هنوز برای مبارزه ای طوفانی یاوری را نیافته ام. اینجا به یک دژ نظامی تبدیل شده است اما ما ملت ایران هستیم اگرچه هنوز توان تجمع را نداشته ایم اما این آتش همیشه زیر خاکستر نمی ماند.خسته ام از این بی صدایی شهر آیا کسی هست که به داد ما برسد؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر