۱۳۸۸ مرداد ۲۴, شنبه

آیا احمدی نژاد دست نشانده بیگانگان است؟

سالهای زیادی است که ما دشمن داریم که وحدت و سربلندیمان را نمی خواهد.بگذریم از توهمات همیشگی آقا که همیشه یکپای دائم سخنانشان توطئه دشمن علیه ایران است که این خود برخاسته از حس کاذب دشمن شناسی ایشان است.بلکه یک پیام هم برای ایشان است که ایشان می دانند که دشمنی در کار است اما نمیدانند که ممکن است این دشمن در پوست دوست باشد یکی مثل رییس جمهور منصوب ایشان و نه منتخب ملت ایران!به هرحال نمیتوان همیشه دیگران را از دشمن ترساند و برحذر داشت اما خود و اطرافیان خود در مسیر دشمن قدم برداشت.حتی اگر به حرفهای ولایت فقیه ایران هم بسنده کنیم که 30 سال است دشمنان در صدد ضربه زدن به نظام اسلامی! و ایران هستند، بایدتوجه کرد که این به اصطلاح دشمنان در ایران به دنبال چه اهدافی بوده اند؟آنها به دنبال چه هدفی بوده اند که ا.ن به آن نرسیده است؟او با شکستن ساختارهای اجتماعی ومذهبی و وحدت آفرین که مردم به دور آن جمع شده بودند ،شکستن قوانین اساسی کشور از طریق عمل نکردن و در برخی مواقع به تعمد نقیض آن عمل کردن،وارد آوردن فشارهای اقتصادی بر مردم به علت سیاستهای غلط اقتصادی،شکستن اعتماد مردم بر حاکمان ،اهانت به مقدسات اسلامی از طریق دروغهای بزرگ،شکستن حرمت و کرامت انسانی و گوش ندادن به اعتراضات ونظرات مردم،اهانت و تهمت به انقلابیون و پیشروان زحمت کشیده برای انقلاب در حالیکه خود حتی ثانیه ای برای این کشور مجاهدت نداشته است،تحمیل خود بر افکار و آرای عمومی کشور از طریق تقلب در انتخابات،عصبانی کردن مردم با سخنان تهدید آمیز وتحریک آمیز،عصبانی کردن دول خارجی بر ضد ملت ایران به علت تهدیدهای بی مورد آنان،پاس نداشتن حرمت مردم و آرای آنان،دخالت در تمامی امور کشور که به اومربوط نیست،ایجاد جو خفقان و اطلاعاتی-امنیتی در کشور،دستگیری و شکنجه و آزار و تجاوز به زندانیان سیاسی،دهن کجی به نخبگا نو کارشناسان دلسوز کشور،به انزوا کشاندن نیروهای فرهنگی و باسواد در جامعه که هیچکدام حاضر به همکاری با او نیستند،گوش ندادن به توصیه های وکلای مردم،گوش ندادن به توصیه های آقای خامنه ای که از اومقام بالاتری دارد و دهها اقدام ضدملی دیگر صدمات جبران ناپذیری رادر این چند سال و بخصوص در این چند ماه اخیر بر این کشور وارد کرده است.و از طرفی با سنگرگرفتن پشت سپر محکمی به نام اسلام و عقاید مذهبی ملت که عمدتا بافریبکاری باعث مشروع جلوه دادن خود در میان مذهبیون شده است و خود را فردی مذهبی اعلام نموده است.اما ادعا کننده هر ادعا باید معیارهای همان ادعا را هم داشته باشد در حالیکه در اعمال و رفتار اواثری از مذهب و دین نمی یابیم بلکه ایکاش کمی آزادگی و شرف داشت.فقط با به سخره گرفتن اعتقادات مردم خود را نظر هر آزاده ای منفور نموده است.به راستی چه کسی می توانست بیش از ا.ن در راستای اهداف بدخواهان این ملت حرکت کند؟آیا دشمن به قول دشمن شناس معروف قرن !"بدخواه" چه راهی مفت تر و بی خرج تر از این موجود می توانست پیدا کند که در حدود کمتر از 3 ماه میتواند مملکتی بااین فرنگ و پیشینه را به سوی نابودی مطلق سوق دهد؟که آبرویی برای جمهوریت و حتی اسلامیت نظام باقی نگذاشته است و هر چه خمینی رشته بود او یکشبه پنبه کرده است.آری باید خانواده خمینی غیر خودی اعلام شوند!
احمدی نژاد شاید دست نشانده ای باشد از طرف همانها که خوبی این ملت را نمی خواهند.مهمترین وخطرناکترین دشمن امروز مردم ایران حاکمان زورگو و در پوست تدین خزیده ایران هستند.

بخت ما چون روی بدخواهان ما تیره...

این روزها در هر جا می نگرم اثری از نشاط نمی یابم که سیاه است بختمان و عزتمان در قفس است.نفس برایم به سختی می آید می توانم با تمام وجودم خفقانی را حس کنم که خفه ام کرده است.جایی که نمیتوان حرفت را بزنی ،نظرت را بگویی و ریا نکنی.در جایی که سنگها را بسته اند و سگها را وا کرده اند تا به مردمی بتازند که تا دیروز ولی نعمت حاکمان بوده اند تا بیایند رای بدهند تا از حضور آنان برای خود مشروعیت دست و پا کند اما همین مردم صدای اعتراضشان بلند می شود اجنبی لقب میگیرند و برای مشروعیت حاکمان رای آنها لازم نیست و حرف آنها مبارزه با نظام اسلامی! است و محاربه با اسلام! است و خون آنان مباح اعلام می شود و حتی دست درازی به جان و مال و ناموس آنان نیز مباح اعلام شده است.چطور می توان تحمل کرد بدترین اهانت ها به مردمی که برای برپایی این نظام خونها داده اند و اینک حاکمان آن نظام را ارث پدری خود کرده اند و حالا مردم تجاوز به نوامیسشان توسط ذوب شدگان در ولایت و مجریان فتاوی طالبانی مفتی یزیدی را می نگرند. امروز حاکم ایران خود را نایب امام زمان میخواند و به این دلیل همه رفتار و افکار خود را برخاسته از مشروعیت الهی می داند و نه تنها اطاعت از خود را اطاعت از خدا می داند بلکه رفتار و حرفهای زشت و کشور نابودکن دست نشانده اش یعنی رییس دولت کودتا را هم مورد حمایت خداوند می داند و اطاعت از او را اطاعت از خدا!!هموکه دستانش به خون ملت آلوده است و در این میان معلوم نیست اسلامیکه آنها از آن دم میزنند چه نوع اسلامی است! همه می دانند که این آیینی که آنها مرید آنند قطعا اسلام نیست.امروز می بینیم که بیشترین خدمت را به منافع بیگانگان خودشان کرده اند و بلکه بیشترین ضربه را به اسلام خود اینان وارد کرده اند و اسلام میرود که با رفتار اینها به زباله دان تاریخ بپیوندد.دیگر چندقدمی تانابودی کل کشور باقی نمانده است.اسلام را هم که مدتهاست به باد فنا داده اند و فقط با نام آن دارند نان میخورند و با فریب مردم مذهبی فقط خودشان را موجه جلوه می دهند.
می خواهم جمله اولم را کمی تغییر دهم: اثری از نشاط در این جامعه نمی یابم چون اوقات مردم را تلخ کرده اند اما نشاطی که برای فایق آمدن بر این اوضاع در مردم است وصف ناشدنی است.بختمان نه تنها سیاه نیست که ایرانی همیشه سپیدبخت است و دشمنانش عاقبت روسیاه. اگرچه این روزها دودی سیاه فضا را فرا گرفته است لکن این دود با طوفان خشم ملت به باد خواهد رفت.همین که ایرانی برای کرامت انسانی و حقوق خود اعتراض می کند و آرام نمی نشیند ونشان از عزت وشرف اوست.
خفه ام خفه!نفسم بالا نمی آید.بغض گلویم را گرفته و نمی توانم فریاد نکنم.ازوقتی رفتار حیوانی حکومت عدل اسلامی را با خواهرانم شنیده ام خواب راحت نداشته ام.و مینویسم به امید آنکه تو هموطن بخوانی و بدانی که تنها نیستی در درد کشیدن و ما با همیم.تامیتوانم می نویسم و بر علیه این نظام مستبد و ستمگر وحراف نیابت ازخود گرفته می نویسم و آگاه می کنم و نمیگذارم که خاموشم کنند.
گرمن از پایم درآیم گو درآی
بهتر ازمن صدهزار از دست رفت
به یاد آرش کمانگیر سیاوش کسرایی عزیز افتادم..
روزگار تلخ وتاری بود
بخت ما چون روی بدخواهان ما تیره

۱۳۸۸ مرداد ۲۲, پنجشنبه

آقای بابک داد!اینجا اوضاعی است!

اینجا در شهرهای کوچک جنوب اگرچه خبری نیست و همه ظاهرا در پوسته خود فرو رفته اند اما هرجا که بنشینی و ببینی اثری از نارضایتی مردم را می بینی.امثال من فراوانند که از این وضع خفقان و ستم در کشور به ستوه آمده اند و در فکر ادای دین و مبارزه با ستم هستند.غصه ام گرفت از اینکه دیدم عده ای بسیجی برای سرکوب مردم تهران سوار اتوبوس شدند و به تهران آمده اند.غصه ام گرفته از اینهمه کاهلی که گاهی آنرا ترس می نامم.من به نوبه خودم تا هرجا که در توانم بوده و هست با این سفاکان مبارزه می کنم امثال من هم زیادند.اما هنوز برای مبارزه ای طوفانی یاوری را نیافته ام. اینجا به یک دژ نظامی تبدیل شده است اما ما ملت ایران هستیم اگرچه هنوز توان تجمع را نداشته ایم اما این آتش همیشه زیر خاکستر نمی ماند.خسته ام از این بی صدایی شهر آیا کسی هست که به داد ما برسد؟

سخنی با مردم استان بوشهر

ای ملت ایران و ای ملت غیور این سامان و ای ملت استان بوشهر
اوضاع خفقانی کشور و ستمهایی که بر ما میرود و خفتهایی که از دست این حکومت به ظاهر اسلامی می کشیم و ستمهایی که بر برادران وخواهران ایرانی ما در جای جای ایران می رود, حجت را بر همه ما تمام کرده است امروز هر کسی باید راه خود رادانسته باشد هر کسی دراین سوی باشد و یا در آنسوی.میانه و محافظه کار در این دوران نداریم.راه مبارزه برای ما بسته نیست.اگر امروز برای حقوق خود بپا نخیزیم برای همیشه مدیون و شرمنده خواهیم بود.وظیفه ما اطلاع رسانی است و بیدارکردن عموم ملتی که به ناحق در بایکوت خبری گذاشته شده اند و راهی جز رسانه میلی برای کسب خبر ندارند.متاسفانه کودتاچیان از این رسانه کمال استفاده را کرده اند و برای دروغ پردازیها و فرافکنی های خود حد ومرزی نشناخته اند و حقوق ملت را زیر پا گذارده اند.
امروز حجت بر ما تمام است و هرکس باید وظیفه خود را انجام دهد اگرچه نتوانسته ایم تجمعی داشته باشیم و اعتراض خود را به گوش حکومت و فریاد یاور بودن خود رابه ملت ایران برسانیم اما در عوض باید بیدار باشیم و ملت را بیدار کنیم.اگر امروز در خانه بنشینیم و بگوییم ببینیم چه میشود در برابر خونهای به ناحق ریخته شده و ملت ایران شرمسار نخواهیم بود؟!
هرکس وظیفه ای دارد و ما هم در مقابل اینهمه ستمی که همیشه بر خطه جنوب رفته است مسئولیم و باید اعتراض کنیم.سکوت به منزله به مسلخ بردن حق و عدالت است.یادمان باشد که همین حسینی که برایش به سر و سینه می زنیم کشته فریاد عدالتخواهی و مبارزه با ستم و ظلم است.

۱۳۸۸ مرداد ۲۱, چهارشنبه

مقام عظمای ولایت!لطفا بخوانید

براي شما مي گويم كه عمري به شما اقتدا كرده ام و به فتواي شما نماز خوانده ام و روزه مطمئنه گرفته ام و خمس و زكات پرداخته ام.روزه ام را به فتواي شما گرفته ام و فطرم را كه معلوم نبود چه روزيست به اطمينان شما جشن گرفته ام.من عمري شما را مقتداي خويش مي دانسته ام عمريست هر كس و هرچيز راباشما سنجيده ام و گفته ام كه تنها شما هستيد كه به فكر اين مردم هستيد عمريست كه عكس شما در اتاق من نصب بوده است و عمريست كه مرا ولايي ديده اند حتي همين حالا هم شايد مرا در زمره آناني مي بينند كه دستشان به خون ملت آلوده است.شايد تقصيري ندارند با حمايتهايي كه از شما كرده ام جايي براي دفاع باقي نمي گذارد.اما اكنون همه ميدانند كه تفكرات من با اين قوم متحجر يكه بزن پشت هم انداز دين ستيز يكي نيست اكنون من اسلامي را كه شما تعريف كرده و مي شناسيد قبول ندارم.اسلامي را قبول دارم كه دست رحمت و عطوفتش از سر مردم برداشته نمي شود و نه اسلامي كه براي خون ملت تشنه است تا چند روزي بيشتر بر مردم حكومت كند.اسلامي كه رعايت عدل را حتي براي قاتل امير المومنين هم واجب دانسته است.ولايتي را قبول دارم كه عدالت دارد و امامي را قبول دارم كه كشته عدالتش شد.ديني را قبول دارم كه امامش براي احقاق حقوق مردمش خود را به خطر مرگ انداخت.ديني كه اگر يكي صداي اعتراضش به حق كشي بلند شود نفر دوم معترضين قطعا خود حاكم آن مردم خواهد بود.اسلاميكه حاكمش به صلاح و خير مردمانش بيش از خود آنها حرص مي ورزد.در نظر من مقتدايم كسي بوده است كه پاي در راه روح خدا دارد و بسان او كه براي مردم غصه ميخورد عدالت داشت اما حالا مي بينم كه اين عدالت ديگر وجود ندارد.به پاي فردي حقه باز و دروغگوي بي اعتقاد به اسلام و امام زمان فدا شده است.مي ترسيدم آنها كه دم از ولايت ميزنند از نام و موقعيت او سوء استفاده كرده و در پشت سر او دست به خون مردمان آلوده نمايند كه برداشت آنها از ولايت تنها به اندازه ديدن جلوي دماغشان است و نه بيشتر! اما اكنون مي بينم كه هموكه نام مقتدا بر او مينهاده ام با جهت گيري ناعدالانه و سكوتي معنادارو تهديدي سركوبگرانه دست عقايد طالباني براي كشتار مردم بازگذاشته و به آنها چراغ سبز نشان داده است.من اسلام شما را قبول ندارم من از بهشتي كه اينها برايش خون مردم را ميريزند بيزارم.اسلامي كه شما تعريف كرده ايد اسلام نيست ملغمه ايست آش شله قلمكاريست كه هر كس در آن نظر خود را به مردم تحميل كرده است و بوي تعفن و تحجر از آن مي آيد كه در آن هركس به خود اجازه داده كه با آبروي مردم بازي كند و زندگي شخصي مردم را ورق ورق كند و مردمان را به جرم حرف زدن به سياهچال بيندازند تا چندروز بعد جنازه اش را تحويل خانواده اش دهند.انانكه امروز با تعريفي كه از اسلام مي كنند و اجازه اي كه نمي دانم از كجا آورده اند-شايد شما به آنها داده ايد-به هتك حرمت مردم مي پردازند و در پي بهشت هستند كه به تبعيت از ولايت بدست آورند! من نه بهشت اينان را مي خواهم و نه افكار و عقايدشان را قبول دارم. من عمري مذهبي بوده ام و حالا هم ميخواهم باشم اما نه اين مذهبي كه اينان دارند.ميخواهم نان دنيا را بخورم و براي آخرت كار كنم و نه نان دين را بخورم و براي دنيايم كار كنم. من عكس شما را رسما از اتاق خود پايين كشيده ام و از قبل از آن از توي دلم هم پاك شده ايد.شايد در گذشته اشتباه ميكرده ام و فريب ريايتان را خورده بوده ام اما من قصاص قبل از جنايت نكرده ام شايد هم اشتباه نبوده است و شما به تازگي به ورطه ظلم افتاده باشيد كه در هر دو صورت شرايط مقتدا بودن برايم را نداريد و رسما از شما برايت مي جويم.اين راه بي بازگشت است علي الخصوص تا زمانيكه از جبهه نفاق و دروغ حمايت مي كنيدو دست از حمايت چپاولگران بيت المال به نفع روسيه و عربها دست برنداشته ايدمثل خود آنان هستيد و صلاحيت آن را نداريد كه هيچيك از ملت ايران بر شما اقتدا كنند.من يك انسان ازاده ام و دوست دارم به كسي اقتدا نمايم كه آزاده باشد.دولتي كه حمايت و اعتماد مردم را از دست داده است و دستش به خون انان آلوده شده است به امتياز دادن به بيگانگان روي مي آورد و از اين راه براي مردم ننگ ميخرد و از اين بدتر اينكه شخصي كه خود را وليامر مردم ميداند از كارهاي ناشايست و پليد آنان حمايت نمايد.با اين وصف شعار"نه شرقي نه غربي جمهوري اسلامي " امام خميني به تاريخ مي پيوندد كه امروز ما در تحريم غرب هستيم و از آنرو وابسته به شرق شده ايم جمهوريت هم كه توسط شما به باد فنا رفته است و آنرا فداي يكنفر خرافه پرست ديكتاتور حراف از خدا بيخبر كرده ايد كه اصلا چيزي به نام اسلام و اعتقاد را نمي شناسد و از اعمالش پيداست كه خود شما را هم به بازي گرفته است.نزديكان انقلاب را از اطراف خود پراكنديد بيت امام را غيرخودي خوانديد باآنانكه دست به خون مردم آغشته اند برخورد نكرديد در مقابل دستگیري و شكنجه مردم سكوت اختيار كرديد و راههاي ارتباطي مردم براي كسب خبر را مسدود كرديد حق حرف زدن از مردم گرفته ايد و با اينهمه از اسلام دم ميزنيد وبه ولايت مطلقه اي تأكيد دارید كه برآمده از نيابت امام زمان است و اين يعني كارهاي شما مورد تأييد امام زمان روحي فداه است! آيا خجالت نميكشيد كه به امام زمان تهمت مي زنيد؟! شما حتي خطبه نمازجمعه را هم سانسور كرديد.گوش به حرفهاي اطرافيان خود سپرده ايد كه معلوم است آنچه به شما مي رسانند افكار و عقايد پوسيده خودشان است.پيرمردهايي كه در شوراي نگهبان گذاشته ايد ديگر تاريخ انقضاي مغزشان از قرن هم گذشته است به فكر مردمي باشيد كه بيدار هستند و عقل پوسيده جواب آنان را نمي تواند داد.در ابتداي اين بلوا گمان كردم كه جانب مردم را ميگيريد و با دور ريختن دولت دروغ و ظلم اولا نظام را نجات مي دهيد و دوما برايخود محبوبيت بيشتري جمع ميكنيد اما شما با انتخاب راهي كه به صلاح هيچكس نبود جامعه را به سمتي سوق داديد كه ديگر خودتان هم بايد كم كم به فكر خودتان باشيد.اين را ميدانيد كه اين راهي كه انتخاب كرديد راهي بي بازگشت است و آنانكه از شما سوء استفاده كرده اند به محض بروز خطر براي خودشان اطرافتان را خالي خواهند كرد.آنها حتي براي دود آلود كردن فضا براي انحراف افكار از مسأله انتخابات به جان مردم مسافر هم رحم نكردند و شما هم كه حتي يك پيام بخاطر كشته شدن اينهمه آدم ايراني نداديد.شما از زندانها اطلاع داشتيد ولي آنها را تعطيل نكرديد.شما به كسي كه در يك نامه رسمي روز تولد امام حسين و ياران باوفايش! را با هم حساب ميكند سكان كشور را سپرده ايد و او را متخصص خوانديد در همه امور.شما ميخواهيد با اين كشوري كه اين آدم براي مردم به ويرانه اي تبديل كرده است برويد به استقبال امام زمان روحي فداه؟چرا اينقدر گرفتار توهم شده ايد كه فكر ميكنيد همه قصد انقلاب دارند؟مسعود رجوي ورضاي پهلوي سگ كي باشند كه بخواهند دوباره به اين مملكت نگاه كنند؟كاري نكيند كه خودتان هم مثل آنان شويد.با اين كارهايي كه ميكنيد انقلاب مخملي عليه مردم انجام داده ايد.اگر شما براي شاه يك كتاب نوشيتبد بايد براي خودتان صدها كتاب بنويسند.شما حتي به بچه درون شكم مادرش هم رحم نكرديد و زن حامله را به زندان برده ايد.شرم نداريد كه جنايات صهيونيستها انتقاد ميكنيد؟هركسي براي خودش يك زندان تأسيس كرده و مردمي را ميگيرد به زندان ميافكند و شكنجه مي كند.مگر اين مملكت قوه قضاييه و دادگاه و زندان قانوني ندارد؟بعد در تلويزيون خودفروخته به مردم مي خواهند القا كنند كه مردم بايد از قانون تبعيت كنند!كدام قانون؟ قانونيكه دولت براي خودش هركاري ميكند و هيچكس هيچ نميگويد يا قانونيكه معلوم نيست كه چرا بايد فقط مردم معترض آنرا پيروي كنند و شامل حال چماق بدستان و قاتلين مردم نمي شود؟ شما در اين چند مدت دستاوردهاي يك ملت را كه پس از مجاهدتهاي بسيار شهيدان و زنده ها پس از سالها به بار نشسته بود يكجا به باد داده ايد. حضرت آقا! مگر عمر آدمي چقدر است؟دنيا به پيامبرو علي كه عادل بودند وفا نكرد به معاويه هم كه ظالم بود وفا نكرد.شما هم مي رويد و خاطره تان ميماند.محال است كه ملت بگذارند آنكه براي اين صندلي به آب و آتش مي زند و آدمي ميكشد به اين صندلي برسد!! يار ديرينه شما كه به خيانت در بيت المال محكوم بود از آن تريبون خود را به مردم نزديك كرد و آخر عمري كمي خود را تطهير كرد اما شما ازآن تريبون خود را با مردم در جنگ انداختيد.چه تريبون عجيبي است! اگر زماني حرف مردم تقلب در انتخابات بود حالا تبديل شده به مبارزه با كودتاي حكومت اسلامي و نارضايتي از شما.اگر راست ميگوييد مجوز راهپيمايي به مردم بدهيد تا به خيابان بيانيد و هيچ نگويند آنوقت تعداد مخالفان شما كه من هم به بركت ظلمي كه به مردم كرده ايد يكي از آنان هستم مشخص خواهند شد. آقاي مقام رهبری! خيلي اشتباه كرديد تمام سوابق احتمالا خوبتان را از بين برديد حتي اجري براي از دست دادن يك دست خود در راه اين ملت براي خود باقي نگذاشتيد.با خونهايي كه دستتان به آنها آلوده است صوابي براي خود باقي نگذاشته ايد.ثابت كردي كه هاشمي با آنهمه تقصيري كه به گردنش انداخته ايد از شما بازهم محبوبتر است و حرفش خريدار بيشتري دارد.ذوب شدگان در ولايت الهي شما كه بي اذن شما آب نمي خورند و با گشت ارشاد به مردم ميگويند كه نگاه به نامحرم گناه است، بپرسيد كه با ترانه موسوي چكار كرده اند؟!حتم دارم ميدانيد!! واي كه قلم شرمش مي آيد از نوشتن اينهمه ظلم و جنايت در نظام ولايي شما.هیچکس به اندازه ولایت فقیه به اسلام ضربه نزده است.خودم هم شرم دارم كه بگويم چه كرده اند با جوانان اين كشور.يا توهمي كه هميشه ی خدا داشته ايد مجبور كرده ايد مخالفانتان را كه اعتراف كنند كه همان كرده اند كه شما ميخواهيد تا مبادا هوش سرشار شما در دشمن شناسي زير سئوال برود و غيب گوييتان خراب از آب درآيد.واقعا شما از ادعاي رهبري حكومت اسلامي شرم نمي كنيد؟اين حكومتي كه نامش را اسلامي گذاشته ايد كجايش به اسلام مدنظر پيامبر و علي مي خورد؟شكنجه ها و زندان و اعتراف گيري هايش يا تجاوز به دختر مسلمان در زندان توسط نيروهاي درولايت ذوب شده و مذهبي؟محاكمه افراد بدون حق وكيل داشتن يا خرد كردن دهان پسر يكي از خدمتگزاران اين انقلاب؟تكذيب كشته شدن مردم از رسانه ميلي يا دروغهاي شاخداري كه به مردم ميدهند؟كجايش به اسلام رفته است كه شما دم از اسلام ميزنيد؟حتم دارم از خدا هم خجالت نمي كشيد.شرم نمي كنید كه پايه هاي تخت خلافتتان بر خون مردم اين سامان قرار دارد و نام اين خلافت را اسلامي مي نهيد و جوانان را از هرچه دين ومذهب است بيزار كرده ايد؟كداميك از اين پيرمردهايي كه دورخودتان جمع كرده ايد يا همان دكتر تقلبي بي ادب كه حرف زدن هم بلد نيست ، به كارگزاران علي مي آيند كه شما نام اين حكومت را عدل علوي نام نهاده ايد؟ من خسی هستم از میان اینهمه خس و خاشاک که عزیز درگاهت! گفت.خسی هستم بر موج.ولایت فقیهی که دستش به خون وناموس مردم آلوده شده را قبول ندارم.گمان نميكردم روزي اينطور برايتان بنويسم.اما آنروز دير نيست كه شما هم نباشید مرگي هم در راه است به فكر قبر و قيامت باشيد و استغفار كنید و خون مردم را نريزيد و ظلم نكنيد و از خدا بترسيد.
ام حسب الذين يعملون السيئات ان يسبقونا ساء ما يحكمون(عنكبوت-آيه 4)